وقتی از مادر متولد شدم ... صدایی در گوشم طنین انداخت 
که بعد از این با تو خواهم بود 
به او گفتم: کیستی؟ گفت: غم 
فکر کردم غم عروسکی خواهد بود که من بعدها با او بازی خواهم کرد