وقتی از مادر متولد شدم
وقتی از مادر متولد شدم ... صدایی در گوشم طنین انداخت
که بعد از این با تو خواهم بود
به او گفتم: کیستی؟ گفت: غم
فکر کردم غم عروسکی خواهد بود که من بعدها با او بازی خواهم کرد
+ نوشته شده در یکشنبه سوم آبان ۱۳۸۸ ساعت 10:35 توسط F
|