نظر سنجی

سلام دوستای گلم

به کمکتون نیازدارم لطف کنید وتوی این نظر سنجی شرکت کنید تا من هم به چیزی که می خوام برسم ممنون می شم

همتونو دوست دارم(فرزاد) 

چه زود دلتنگت شدم

چه زود دلتنگت شدم
چه زود رفتی از شبام
من موندمو این چندتا عکس
باهمه خاطرها
من موندمو یه دنیا حرف
نیستی که بشنوی منو
نیستی ببینی قصه روزهای تنها شدنمو
نیستی ببینی قطراشک چِشای خستمو
نیستی ببینی این روزها درد دل شکستمو
نیستی ببینی قطره اشک چشای خستمو
نیستی ببینی این روزادرد دل شکستمو
امید بستم بخدا که دست پاک سرنوشت
واسه یه بارم شده من با تو باشیم تو بهشت
کاشکی میدونستی هنوز بیادچشای توام
منتظر سپردن غریب دستهای تویه
نیستی ببینی قطره اشک چشای خیسمو
نیستی ببینی این روزا درد دل شکستمو
نیستی ببینی قطره اشک چشای خیسمو
نیستی ببینی این روزا درد دل شکستمو

عاشقي

 

عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست عاشقي مقدورهر عياش نيست غم کشيدن صنعت نقاش نيست

 

 

 

راز دو کبوتر

راز دو کبوتر
پس از سالها های با هم بودن
سالها ی خوش زیستن و با عشق بودن
من ماندم و اشک ها و افسوس ها تو ماندی و بی وفایی و دل سنگی ها
اخر به که باید گفت راز دو کبوتر را
یا که در صندوقچه ی دل انداخت انها را
من ندیدم دلی راز دارتر از دل تو
تو ندیدی مهری با وفاتر از من

وصیت نامه من به شرح زیر است:

 

قبرمن را نیم متر کم ترعمیق کنید تا50 سانت به خدا نزدیکتر باشم .بعدازمرگم انگشتان مرا رایگان دراختیار اداره انگشت نگاری قراردهید.به پزشک قانونی بگوئیدروح مراکالبدشکافی کند من به آن مشکوکم .وارثان من حق دارند با طلبکاران کتک کاری کنند.عبورهرگونه کابل برق،تلفن ،لوله آب ،گازازداخل قبر من اکیداممنوع.برای قبرمن پنجره بگذارید تا درهنگام دلتنگی گورستان را تماشا کنم.کارت شناسایی مرا داخل کفنم بگذارید ،شایدآنجا هم نیازباشد.مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.روی تابوت وکفن من بنویسید این عاقبت کسی است که از گهواره تا گور دانش بجوید.دوست ندارم مردم قبرم را لگدما ل کنندبه خاطرهمین درچمنزارخاکم کنید.تلفن گورستان وشماره قبرم را به طلب کاران ندهید.گواهی نامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید؛ثواب دارد.درمجلس ختمم گازاشک آور پخش کنیدتاهمه به گریه بیفتند.ازاین که نمی توانم در مجلس ختمم حضور پیداکنم قبلاپوزش می طلبم .به مرده شوربگوئید مرابا چوبک بشوید چون به پودرصابون حساسیت دارم .ودرآخر چون تمام آرزوهایم را به گور می برم ،سعی کنید قبر مرا بزرگ بکنید که جای همه آنها بشود ........

 

عشق از زبان بچه های 4 تا 8 ساله


گروه متخصص و محققی در یک تحقیق سوالی را از گروهی کودک خردسال پرسیده بودند که پاسخهایی که بچه ها دادند عمیق ترو متفکرانه تر از تصورات بود
سوال این بود .......


معنی عشق چیست؟

 

نظر شما راجع به جوابهای بچه ها چیست؟

وقتی کسی شما رو دوست داره ، اسم شما رو متفاوت از بقیه می گه . وقتی اون شما رو صدا می کنه احساس می کنی که اسمت از جای مطمئنی به زبون آورده شده. بیلی - 4 ساله

مادر بزرگ من از وقتی آرتروز گرفته نمی تونه خم بشه و ناخن هاش رو لاک بزنه پدر بزرگم همیشه این کار رو براش می کنه حتی حالا که دستهاش ارتروز گرفتن ، این عشقه. زبکا - 8 ساله

 

 
عشق موقعیکه دختره عطر می زنه و پسره هم ادکلون، و دو تایی می رن بیرون تا همدیگر رو بو کنن. کارل -5 ساله

عشق وقتیه که شما برای غذا خوردن می رین بیرون و بیشتر سیب زمینی سرخ شده خودتون رو می دهید به دوستتون بدون اینکه از اون انتظار داشته باشید که کمی از غذای خودشو بده به شما. کریستی - 6 ساله

 

عشق یعنی وقتی که مامان من برای بابام قهوه درست می کنه و قبل از اینکه بدش به بابا امتحانش می کنه تا مطمئن بشه که طعمش خوبه. دنی - 7 ساله

عشق اون چیزیه که لبخند رو وقتی که خسته ای به لبت میاره . تری - 4 ساله

 

عشق وقتیه که شما همش همدیگه رو می بوسید بعد وقتی از بوسیدن خسته شدید هنوز دوست دارید با هم باشید پس بیشتر با هم حرف می زنید. مامان و بابای من دقیقا اینجورین. امیلی - 8 ساله

 

عشق همون باز کردن کادوهای کریسمسه به شرطی که یه لحظه دست نگه داری و فقط با دقت گوش کنی. بابی - 7 ساله

اگه می خواهی دوست داشتن رو بهتر یاد بگیری ، باید از دوستی که بیشتر از همه ازش متنفری شروع کنی. نیکا 7 - ساله

عشق اون موقعس که تو به پسره می گی که از تی شرتش خوشت اومده ، بعد اون هر روز می پوشتش. نوئل - 7 ساله

 

عشق مثل یه پیرزن کوچولو و یه پیرمرد کوچولو می مونه که هنوز با هم دوست هستن حتی بعد از اینکه همدیگر رو خیلی خوب می شناسن. تامی - 6 ساله

موقع تکنوازی پیانو ، من تنهایی روی سن بودم و خیلی هم ترسیده بودم . به تمام مردمی که منو نگاه می کردن نگاه کردم و بابام رو دیدم که وول می خوره و لبخند می زد اون تنها کسی بود که این کار رو می کرد. من دیگه نترسیدم. کیندی 8 - ساله

 

مامانم منو بیشتر از هر کس دیگه ای دوست داره چون هیچ کس دیگه ای شبها منو نمی بوسه تا خوابم ببره. کلر - 6 ساله

عشق اون موقعی هست که مامان بهترین تیکه مرغ رو میده به بابا. الین - 5 ساله

 

عشق زمانیه که مامان، بابا رو خندان می بینه و بهش میگه که هنوز هم از رابرت ردفورد خوش تیپ تره. کریس - 7 ساله

عشق وقتیه که سگت می پره بقلت و صورتت رو لیس می زنه حتی اگر تمام روز تو خونه تنهاش گذاشته باشی. مری آن- 4 ساله

 

می دونم که خواهر بزرگترم منو خیلی دوست داره بخاطر اینکه تمام لباسهای قدیمی خودشو می ده به من و خودش مجبور می شه بره بیرون تا لباسهای جدید بگیره. لورن - 4 ساله

 

وقتی شما کسی رو دوست دارید موقع حرکت از مژه هاتون ستاره های کوچولویی خارج می شن. کارل - 7 ساله

دوست داشتن اون وقتی هست که مامان صدای بابا رو موقع دستشویی می شنود ولی بنظرش چندش آور نمیآد. مارک - 6 ساله

 
و بالاخره آخریش ؛ تو رقابتی که هدفش پیدا کردن مسئول ترین بچه بوده ، پسر بچه 4 ساله ای برنده می شه . همسایه دیوار به دیوار این آقا پسر یک مرد مسن یود. این آقا به تازگی همسر خودشون رو از دسته داده بودند. پسر بچه وقتی پیرمرد رو تنها در حال گریه کردن دیده بوده به حیاط خانه پیرمرد وارد می شه و می پره بقلش و همونجا می مونه، وقتی مادرش ازش می پرسه که چی کار کردی؟ میگه که هیچی من فقط کمکش کردم تا راحت تر گریه کنه

گریه نکن از محمد علیزاده

گریه نکن
شایددیگه نبینمت
گریه نکن

بخاطرجدایی مون
گریه نکن
بزارکه خوب نگات کنم
گریه نکن

بخاطرتنهایی مون
گریه نکن
منم
مثل تودلگیرم
منم
بیت(بی تو)میمیرم
گریه نکن
منم
مثل توغمگبنم
یه روز
دستاتومی گیرم
گریه نکن
گریه نکن

شایددیگه....گریه نکن
گریه نکن
شک نکن

بی تومیمیرم
باورم کن
عاشق ترینم
یه روز
دستاتومی گیرم
گریه نکن
هرجاباشم
کنارتم
هرجاباشم

به یادتم
گریه نکن
غصه نخور
من همیشه
کنارتم
منم
مثل تودلگیرم ....دستاتومی گیرم گریه نکن
دستاتومی گیرم گریه نکن

آدما مثل يه كتاب ميمانند

 

 

آدما مثل يه كتاب ميمانند ، كه تا وقتي تموم نشن براي ديگران جذابند........ پس سعي كن خودتو جلوي ديگران تند تند ورق نزني تا زود تموم

نشي ....... براي اينكه وقتي تموم بشي مطمئن باش ميرن سره يه كتاب ديگه

اتفاقات

سلام خدمت گل های عزیزی که هیچوقت تنهام نذاشتین

من برگشتم اما با یه عالمه ناراحتی  خیلی ناراحتم می دونید چرا چون ردم کردن به خاطر چی فکر می کنید فقط دو فقط به خاطر چشمام .

خیلی حالم گرفته شدمنی که اینهمه تلاش کردم واسه قبولی توی ازمون اولیش دوبار رفتم مشهد اونهمه خرج کردم ولی به دیدن امام رضا می ارزید.

تهرانو نگو که هرچی می گن راسته این اهنگ سروش هیچکس راسته که می گن جنگل بخور تا خورده نشی واقعا راستی شانس اوردم خورده نشدم وگرنه انجا دیگه نبودم.

بریم سر اصله کار دیروز که ۳مهر بود ساعت ۶:۳۰دقیقه اونجابودم باکمی تخیر که حدوده۱ساعت شد مارو به دو گروه ۵۰نفری تقسیم کردن و فرستادنمون واسه مایعنات پزشکی رفتیم انجاو بعد اساعتو نیمی که تو اون اتاق بودیم و کله بدنمونو بازدید پزشکی کردن مهره تاییدو گرفتیمو رفتیم بیرون . رسیدیم حالا به مرحله دندون پزشکی و چشم پزشکیش که از دندن هم مهره تاییدو گرفتم.

وارد اتاق چشم پزشکی شدم یه چندتنا فرم بهم دادن تا پر کنم که نبتم بشه نبتم شدو تارفتم نشستم روصندلی و اولین حروفو اشتباه گفتم مهره ردو زدو منو فرستاد بیرون اون موقع اصلا تو حال خودم نبودم نمی دونستم باید چکار کنم تااین که اومدمو همون موقه برگشتم خونه ساعت ۱۱شب رسیدم.

شاید قسمته من این بوده که ردبشم و ۱۷ اذر برم سربازی معلوم نیست بعد سربازی وا سم چه اتفاقاتی می اوفته بچه ها.

دوستون دارم به امید دیدار مجدد 

دعا

سلام عزیزان خوبین؟؟؟

بالاخره روز موعود فرارسید ومن دارم فردا میرم تهران تا اینکه شنبه صبح 6:30 گزینش استخدامیم روبدم خیلی استرس دارم یعنی از کنکوری که دادم استرسم بیشتره اخه این ازمون کل زندگیمو تغییرمی ده.

می دونین چیه اومدم بگم که واسم سرنمازاتون دعاکنید دوستان گلم دعامی کنید؟؟؟؟؟؟؟؟

من دوشنبه یا یروز اونورتر برمی گردم وتمام اتفاقاتی که واسم بیوفته واستون می نویسم تا شما هم از نحوه استخدام اشنا بشین.

مواظب خودتون باشین دوسدارشما فرزاد

دعا یادتون نره

 

خدایا

من درکلبه فقیرانه خودچیزی دارم

که تودرعرش کبریایی خودنداری

من چون توی دارم

وتوچون خود نداری

<<امام زین العابدین>>