عکس

صدای پای عشق...

http://www.seemorgh.com/desktopmodules/icontent2/files/7253.jpg

اون شب وقتی به خونه رسیدم دیدم همسرم مشغول آماده کردن شام است، دستشو گرفتم و گفتم: باید راجع به یک موضوعی باهات صحبت کنم...

اون شب وقتی به خونه رسیدم دیدم همسرم مشغول آماده کردن شام است، دستشو گرفتم و گفتم: باید راجع به یک موضوعی باهات صحبت کنم. اون هم آروم نشست و منتظر شنیدن حرف‌های من شد. دوباره سایه رنجش و غم رو توی چشماش دیدم. اصلا نمی‌دونستم چه طوری باید بهش بگم، انگار دهنم باز نمی‌شد. هرطور بود باید بهش می‌گفتم و راجع به چیزی که ذهنم رو مشغول کرده بود، باهاش صحبت می‌کردم. موضوع اصلی این بود که من می‌خواستم از اون جدا بشم.
بالاخره هرطور که بود موضوع رو پیش کشیدم، از من پرسید چرا؟! اما وقتی از جواب دادن طفره رفتم خشمگین شد و در حالی که از اتاق غذاخوری خارج می‌شد فریاد می‌زد: تو مرد نیستی. اون شب دیگه هیچ صحبتی نکردیم و اون دایم گریه می‌کرد و مثل باران اشک می‌ریخت، می‌دونستم که می‌خواست بدونه که چه بلایی بر سر عشقمون اومده و چرا؟ اما به سختی می‌تونستم جواب قانع کننده‌ای براش پیدا کنم، چرا که من دلباخته یک دختر جوان به اسم "دوی" شده بودم و دیگه نسبت به همسرم احساسی نداشتم. من و اون مدتها بود که با هم غریبه شده بودیم من فقط نسبت به اون احساس ترحم داشتم.
بالاخره با احساس گناه فراوان موافقت‌نامه طلاق رو گرفتم، خونه، 30درصد شرکت و ماشین رو به اون دادم. اما اون یک نگاه به برگه‌ها کرد و بعد همه رو پاره کرد. زنی که بیش از 10 سال باهاش زندگی کرده بودم تبدیل به یک غریبه شده بود و من واقعا متاسف بودم و می‌دونستم که اون 10 سال از عمرش رو برای من تلف کرده و تمام انرژی و جوانی‌اش رو صرف من و زندگی با من کرده، اما دیگه خیلی دیر شده بود و من عاشق شده بودم. بالاخره اون با صدای بلند شروع به گریه کرد, چیزی که انتظارش رو داشتم. به نظر من این گریه یک تخلیه هیجانی بود. بلاخره مسئله طلاق کم کم داشت براش جا می‌افتاد.

فردای اون روز خیلی دیر به خونه اومدم و دیدم که یک نامه روی میز گذاشته! به اون توجهی نکردم و رفتم توی رختخواب و به خواب عمیقی فرو رفتم. وقتی بیدار شدم دیدم اون نامه هنوز هم همون جاست،‌وقتی اون رو خوندم دیدم شرایط طلاق رو نوشته. اون هیچ چیز از من نمی‌خواست به جز این که در این مدت یک ماه که از طلاق ما باقی مونده بهش توجه کنم. اون درخواست کرده بودکه در این مدت یک ماه تا جایی که ممکنه هر دومون به صورت عادی کنار هم زندگی کنیم،‌دلیلش هم ساده و قابل قبول بود: پسرمون در ماه آینده امتحان مهمی داشت و همسرم نمی‌خواست که جدایی ما پسرمون رو دچار مشکل بکنه! این مسئله برای من قابل قبول بود، اما اون یک درخواست دیگه هم داشت: از من خواسته بود که بیاد بیارم که روز عروسی‌مون من اون رو روی دست‌هام گرفته بودم و به خانه آوردم و درخواست کرده بود که در یک ماه باقی مونده از زندگی مشترکمون هر روز صبح اون رو از اتاق خواب تا دم در به همون صورت روی دست‌هام بگیرمو راه ببرم.
خیلی درخواست عجیبی بود، با خودم فکر کردم حتما داره دیونه می‌شه. اما برای این که آخرین درخواستش رو رد نکرده باشم موافقت کردم. وقتی این درخواست عجیب و غریب رو برای "دوی" تعریف کردم اون با صدای بلند خندید و گفت: به هر حال باید با مسئله طلاق روبرو می‌شد، مهم نیست داره چه حقه‌ای به کار می‌بره. مدت‌ها بود که من و همسرم هیچ تماسی با هم نداشتیم تا روزی که طبق شرایط طلاق که همسرم تعین کرده بود من اون رو بلند کردم و در میان دست‌هام گرفتم.
هر دومون مثل آدم‌های دست و پاچلفتی رفتار می‌کردیم و معذب بودیم. پسرمون پشت ما راه می‌رفت و دست می‌زد و می‌گفت: بابا مامان رو تو بغل گرفته راه می‌بره. جملات پسرم دردی رو در وجودم زنده می‌کرد، از اتاق خواب تا اتاق نشیمن و از اون جا تا در ورودی حدود 10متر مسافت رو طی کردیم. اون چشمهاشو بست و به آرومی گفت: راجع به طلاق تا روز آخر به پسرمون هیچی نگو! نمی‌دونم یک دفعه چرا این قدر دلم گرفت و احساس غم کردم. بالاخره دم در اون رو زمین گذاشتم...

از خدا خواستم ....

http://www.seemorgh.com/desktopmodules/icontent2/files/7892.jpg

از خدا خواستم عادت بد مرا از من بگيرد.. فرمود: گرفتن عادت‌ها کار من نيست تو خود بايد آنها را از خود دور کنی...

از خدا خواستم عادت بد مرا از من بگيرد..
فرمود: گرفتن عادت‌ها کار من نيست تو خود بايد آنها را از خود دور کنی.
از خدا خواستم به فرزندانم همه چيز عطا کند..
فرمود: روح او همه چيز است و جسمش خاکی است و گذرا.
ازخدا خواستم به من صبرعنايت کند..
فرمود: صبر زاييده درد و رنج است صبر بخشيده نمی‌شود، آموخته می‌شود.
از خدا خواستم به من خوشبختی عطا کند..
فرمود: من به تو برکت می‌دهم، خوشبختی برعهده خودت است.
ازخدا خواستم درد و رنج را از من دور کند..
فرمود: درد ورنج، تو را به من نزديکتر می‌کند.
از خدا خواستم روح مرا شکوفا کند..
فرمود: تو خود بايد از درونت شکوفا شوی من تنها می توانم شاخ و برگ‌هایت را هرس کنم تا پر بارتر شوی.
از خدا خواستم تمامی چیزهايی را که سبب می‌شوند، از زندگی لذت ببرم، به من بدهد..
فرمود: من به تو زندگی مي‌دهم تا بتوانی از همه چيز لذت ببری.
از خدا خواستم کمکم کند، همه را دوست بدارم، به همان اندازه که ديگران مرا دوست دارند..
فرمود: بالاخره آنچه را که بايد از من خواستی، برای دنيا شايد تنها يک باشی اما برای من يک نفر شايد يک دنيا باشد.

آن زمان که...

http://www.seemorgh.com/desktopmodules/icontent2/files/8611.jpg 

آن زمان که خورشيد قلب من برای هميشه غروب کرد.. آن زمان که خونی که در رگهايم جاری بود برای هميشه خشکيد.. آن زمان که لبهايم برای هميشه...

آن زمان که خورشيد قلب من برای هميشه غروب کرد
آن زمان که خونی که در رگهايم جاری بود برای هميشه خشکيد
آن زمان که لبهايم برای هميشه بسته شد
آن زمان که افکارم من را تنها در ميان آسمان رها کردند
آن زمان که تنها جسمم از ميان رفت روحم به پرواز در آمد
آن زمان من مرده‌ام
و شب هنگام برای يک بار و آخرين بار من را در خوابت ببين
ببين که چگونه تمام استخوانهايم و تمام افکارم در گمنامی و تنهايی پوسيدند
و من از ميان رفتم
و آن لحظه من تنها يک چيز دارم
و آن خداوند يکتاست که بيشتر از هميشه به او نزديک شده
اما آنگاه مطمئن باش
که برای اولين بار از نبودن تو شادانم و افسوس گذشته را نخواهم خورد
زيرا در نبود تو خداوند را در کنار خود احساس می‌کنم
احساسی واقعی که از تمام وجودم سر چشمه مي‌گيرد
کوچه‌ايی که ميان من و تو بود از فردا نگفت
از رويای زيبای دنيا نگفت
از سبزی دست‌های پر محبتت هيچ نگفت
کوچه‌ای ساکت بود، بی‌خروش، بی‌عشق بود
نمی‌دانم چرا؟
کوچه‌ای که ميان من و تو بود زيبا نبود..

كلید قلب..

http://www.seemorgh.com/desktopmodules/icontent2/files/8854.jpg

هرگز نگو كه دوست داری اگر حقیقتا بدان اهمیت نمی‌دهی.... درباره احساست سخن نگو اگر واقعاً وجود ندارد.... هرگز دستی را نگیر وقتی...

هرگز نگو كه دوست داری اگر حقیقتا بدان اهمیت نمی‌دهی.... درباره احساست سخن نگو اگر واقعاً وجود ندارد.... هرگز دستی را نگیر وقتی قصد شكستن قلبش را داری... هرگز نگو برای همیشه وقتی می‌دانی كه جدا می‌شوی... هرگز به چشمانی نگاه نكن وقتی قصد دروغ گفتن داری.... هرگز سلامی نده وقتی می‌دانی كه خداحافظی در پیش است.... به كسی نگو كه تنها اوست وقتی در فكرت به دیگری فكر می‌كنی.... قلبی را قفل نكن وقتی كلیدش را نداری...

حسرت...!

می‌توانستم تنها تو را داشته باشم ، زمانی که همه چیز...

تو مرگ من بودی
می‌توانستم تنها تو را داشته باشم
زمانی که همه چیز از دستم رفت...

تولدم مبارک


سلام دوستان همیشه گی خودم می خوام از همینجا پیشاپیش بخودم وتمام مرداد ماهی های عزیزتبریک بگم مخصوصا 20مردادی ها که تواین روز به دنیا اومدن
تولدم مبارک
و
تولدتون مبارک

 

کشف نامه یک عاشق قجری به معشوقه‌اش!

حاجی تو را دوست دارد، تو حاجی را دوست می‌داری؟ اگر به حاجی مایلی آن وقت مادر منوچهر را طلاق می‌دهم...

 
یک نامه عاشقانه به همراه یک سکه تاریخی در لباس یکی از زنان قاجاری که در اولین جشنواره تجسمی سنتی (ایرانیان، آیینه داران میراث کهن) به نمایش گذاشته شده بود کشف شد.
این نامه در یک کاغذ کوچک است که با جوهر آبی رنگ نوشته شده است و هیچ تاریخی ندارد. نامه کلا در 7 خط است و 2 بیت شعر نیز در آن نوشته شده است. دبیر جشنواره و مدیرنگارخانه سعدآباد گفت: زمانی که مسئول امور هنری نگارخانه سعد آباد قصد داشت لباسی را که متعلق به دوره قاجار بود به یک مشتری نشان دهد، متوجه وجود یک نامه و سکه در جیب لباس شد
.
در این نامه که هفت خط دست نوشته آمده است
:
بنویس دلا به یار کاغذ

بفرست به آن نگار کاغذ
نه سیم و نه زر نیاز داری
پس گلپرخانم تو به جهان چکار داری؟
پس از این دو بیت مرد عاشق نوشته است:
حاجی همه چیز دارد، حاجی متموله است، حاجی تو را دوست دارد، تو حاجی را دوست می‌داری؟
حاجی ملک دارد، کاروانسرا دارد، حاجی باغ دارد، حاجی خوشگل است، 36دندان پهلوی همدیگر دارد. تمام جا به جا است. وقت آب خوردن گلویش معلوم است. اگر به حاجی مایلی آن وقت مادر منوچهر را طلاق می‌دهم.

 

این مرد در پشت نامه عاشقانه‌اش برای گلپر نوشته است: خدمت حضور محترم علیه عالیه خانم گلپر.
در قسمتی دیگر از این نامه حاجی از گلپر به دلیل بی‌وفایی‌اش گله کرده و نوشته است: فدایت شوم آن کاغذی که قبلا فرستاده بودم چرا جواب ندادی؟

این لباس یک قبای زنانه است که پارچه اش دست باف و راه راه است و در زیر بغل دارای یک چاک است و آستر لباس چاپ قلمکار است. سکه کشف شده مربوط به سال 1219 است و محلی که نمایشگر ارزش آن است سائیده شده است و نشان شیر و خورشید دارد.

شوق جدایی...

 

http://www.seemorgh.com/desktopmodules/icontent2/files/11157.jpg

 

همدیگر را سیر ندیده جدا می‌شویم!... آنهایی که نامه‌هایمان را زیر و رو می‌کنند...

همدیگر را سیر ندیده جدا می‌شویم!

پیشانی‌ام در دستانم، شبانه در فکرم.

آنهایی که نامه‌هایمان را زیر و رو کرده‌اند

تنها نیمی از واقعیت را دیده‌اند.

اینک چقدر وفاداریم به همدیگر

یعنی چقدر وفاداریم به خودمان...

متولدين مرداد (برج اسد)

سلام دوستان عزیزم می خوام براتون خصوصیات متولدین مردادماه رو بذارم تا باما مرداد ماهی ها بیشتر اشنا بشین راستی به تمام مرداد ماهی ها تولدشونو تبریک میگم و براشون ارزوی موفقیت در تمام مراحل زندگی  دارم به امید دیدار.  



خصوصیات ماه مرداد:


تركي استانبولي: برج آسلان

تركي آذربايجاني: قويروق دوغان

رومي: لئو

گروه: آتش

روز شانس: يكشنبه

عدد شانس: 1 و 4

سنگ شانس: جواهر زرد،برليان زرد

رنگ شانس: زرد پررنگ،طلايي،نارنجي،كهربايي

گل شانس: رز قرمز،اركيده،كريزانتم زرد

بوي شانس: مشك،گل پرتقال،رز

موسيقي شانس: آهنگ هاي شاد

بارزترين خصو صيات: سخاوتمندي

بزرگترين ايده آل: در رده اول قرار گرفتن

بزرگترين اشتباه: خودپسندي

بزرگترين آرزو: مالكيت
نام ديگر ماه مرداد، «ماه پادشاه» است.شاهان هميشه جلوتر از بقيه هستند.ونبايد تعجب كرد كه اولين انساني كه پا به ماه گذاشت،آرمسترانگ،متولد مرداد ماه بود.اين كار خطرناك و شگفت انگيز كه سرانجامي نامعلوم داشت،فقط به وسيله انساني جسور،بي عيب،صاحب اراده،مطمئن به خود و شجاع مي تواند به مرحله اجرا گذشته شود.متولدين اين ماه غالبآ جسور و شجاع و نترس هستند.از اين رو غالب ماجرا جويان متولد اين ماه مي باشند.ء



ستاره شما

شما تحت تأثير خورشيد هستيد.خورشيد فقط ستاره برج شير و متولد مرداد ماه مي باشد.شما نيز در سايه خورشيد،كه موجب روشنايي و درخشش زندگيست،انساني بي همتا،مي باشيد.بسيار خوش شانس و خوش طالع هستيد.خورشيد تمثيل كننده ماه تولد شماست.شما انساني بسيار مورد توجه و محبوب و موفق در بسياري از جنبه هاي زندگي هستيد و موانع سر راه خود را به راحتي بر مي داريد.خورشيد در تمامي طول عمر شما پشتيبان شما خواهد بود.اگر خود را از بعضي خطرهاي ماه مرداد محافظت كنيد،هميشه يك زندگي خوب طبق مراد و خواسته خود خواهيد داشت.ء


نشاط و سرزندگي

شما به اندازه غير ممكني،سرزنده و بانشاط هستيد.و امكان محدود كردن انرژي شما وجود ندارد.بسياري از دوستان شما،در مورد كار و تلاش بي وقفه شما كه هرگز شكايتي نمي كنيد،متعجب مي شوند.شما توانايي و قدرت برداشتن سريع موانع سر راه خود هستيد و هر چه مشكل و سختي بر سر راه شما بيشتر باشد به همان نسبت با شور و شوق بيشتري مجادله كرده و همه چيز را پاك كرده و از بين مي بريد.اين تحرك شما،هم در كار و خم در تفريح و سرگرمي و شادي خود را نشان مي دهد.بسيار بسيار مغرور بوده و خودتان را خيلي مي پسنديد.و هميشه فكر مي كنيد كه انساني بهتر از شما وجود ندارد.و هر بار كه اين را به خاطر آوريد،بيشتر مغرور مي شويد.اما متكبر نيستيد،و به انسانهاي ديگر از بالاي تپه اي نگاه نمي كنيد و آنها را حقير نمي بينيد،فقط تصور مي كنيد كه از آنها برتر هستيد.و چون يك شير هستيد به شايسته بودن خودتان به اين برتري،باور داريد.ء



مردانگي

همه مي دانند كه شما بسيار دلير و جوانمرد هستيد و رفتارهايي مانند دروغ و دورويي نداريد.دوستي،فوق العاده و دشمني دلير و خطرناك هستيد.شما از پشت سر حمله نمي كنيد و ترجيح مي دهيد كه رو در روي دشمن ايستاده و نظر خود را نسبت به او،بازگو كنيد.ء


استعداد،بازي كردن نقش و رل

مرداد ماه،پرده و صحنه را تمثيل مي كند.براي همين،بسياري از هنرپيشه هاي زن و مرد سينما از متولدين مرداد ماه هستند.شما بازي كردن نقش را خيلي دوست داريد.اگر امكان،امتحان كردن شانس خود،بر روي صحنه را نداشته باشيد،در اين صورت در تمامي طول زندگي خود،نقش بازي مي كنيد.شايد دوستان شما دريابند كه شما نقش بازي مي كنيد،اما افراد غريبه،متوجه اين موضوع نبوده و شخصيت تقلبي شما را باور مي كنند.ء


موفقيت

شما به هر كاري كه اقدام كنيد،موفق مي شويد.همان طور كه نقشه ها و طرح هاي شما،كامل و بي نقص مي باشد.به همان نسبت نيز،شما قوي،صبور و براي اجراي آنها،هستيد.كار براي ديگران،حتي اگر شرايط فوق العاده اي داشته باشد،شما را خشنود نمي كند.شما بايد بالاي تپه بوده و امر بكنيد.اين امر و نهي مي تواند در كاري عادي و كوچك و يا رياست دولت باشد.اما شما بايد آزاد و بي قيد و بند باشيد و تمام دستوراتتان اجرا شود.چون خيلي بخشنده هستيد،پول براي شما لازم و ضروري است.اما ممكن است ستاره هاي ديگري كه در لحظه تولد شما،درخشيده اند،در انتخاب راه زندگي،شما را تحت تأثير قرار دهند.شايد تحت تأثير خورشيد،آرزوي ثروتمندي داشته باشيد.و از كوتاه ترين راه،به ثروت مي رسيد.از ثروتمندان مرداد ماه،مي توان به توليد كننده اتومبيل «خودرو» هنري فورد را نام برد.ء



سخاوتمندي و دست و دلبازي

در واقع سخاوتمندي رفتار بدي است.اما سخاوتمندي شما،در حد،اسراف است.و از كمك به ديگران نيز لذت مي بريد.به روابط دوستي اهميت بسيار داده و در ميان دوستان خود،محبوبيت داريد.خيانت براي شما سنگين و غير قابل تحمل است.انسان عاقل از عصباني كردن شما،اجتناب مي ورزد.زيرا خشم شما،هم براي خود و هم براي طرف مقابل،خطرناك مي باشد.در حالي كه آرام كردن و به راه آوردن شما متولد مرداد ماه،با سخنان شيرين و چهره اي خندان،زياد كار سختي نمي باشد.ء


علاقه به لوكس

علاقه به لوكس در شما در حد بالايي هست.بهترين و بي نظيرترين چيزها را مي خواهيد.معدن ماه تولد شما طلاست.و شما نيز آرزوي زندگي و خانه اي را داريد كه مانند طلا درخشيده و نظر و توجه ديگران را جلب كند.و لوكس باشد.و به دست آوردن اين زندگي براي شما ممكن است.ء



هوس و ميل ديكتا توري

شما كه در ماه «پادشاهي»متولد شده ايد،خودتان را بسيار مي پسنديد و امر كردن را خيلي طبيعي مي پنداريد.اگر بتوانيد رفتارهاي نيك و خوب خود را با حس امر و نهي كردن خود،يكي كنيد،انساني محبوب و مورد علاقه خواهيد بود.«ناپلئون بناپارت»،«موسوليني»،«فيدل كاسترو» از ديكتاتورهاي مرداد ماه هستند.شما انساني هستيد كه به مورد توجه بودن و محبوبيت،اهميت زيادي مي دهيد،در حالي كه افراد ديكتاتور را كسي دوست ندارد.هر ماهي خصوصيات ويژه اي دارد.ماه مرداد هم تمثيل كننده پرده و صحنه،خوشي،استعداد آفرينش چيزي و عشق را تمثيل مي كند.يعني عشق تحت نفوذ ماه مرداد مي باشد.شما مي خواهيد هميشه يكي را دوست داشته باشيد،اما دوست داشتن و وابسته شدن شما،به ندرت ديده مي شود.و اين نيز دلايلي دارد.قبل از هر چيزي شما انساني زيبا،خونگرم،مغرور،سخاوتمند و فوق العاده جذاب بوده و توجه مردم را جلب مي كنيد.ء





وابستگي

مردان و زنان متولد مردادماه،به راحتي ازدواج مي كنند.اگر هنوز مجرد هستيد دليل آن،پيدا كردن همسر نيست،بلكه ممكن است در مسائل عشقي دلشكسته و دلخور باشيد،در حالي كه انسان هاي زيادي وجود دارد كه طالب ايجاد زندگي مشترك با شما هستند.زن هاي زيادي به دنبال هنرپيشه معروف عصر«روبرت ردفورد» هستند،اما او عاشق همسرش«لالا»مي باشد كه پانزده سال قبل با هم ازدواج كرده اند.و كوچكترين توجه و علاقه به زنان اطراف خود نشان نمي دهد.در مقابل اين افراد نيز،زنان و مردان مردادي بسياري وجود دارد كه ماجراهاي عشقي زيادي دارند.برجي «شير» تفريح و سرگرمي را تمثيل مي كند.و شما انساني هستيد كه به سرگرمي و خوشگذراني،علاقه داريد.از سينما،تئاتر،رستوران هاي لوكس و كلوپ هاي شبانه،لذت مي بريد.بيشتر متولدين مرداد به شب زنده داري،علاقه وافري دارند.كارهاي هيجان انگيز،لذت ببريد،اما در قمار شانس زيادي نداريد.ء



خانه و فرزند

شما كودكان را دوست داريد،چون ماه تولدتان،كودكان را نيز تمثيل مي كند.علاقه زيادي به كودكان داريد و در هر سني كه باشند مي توانيد با آنها روابط دوستي برقرار كنيد.چون شما بسيار شيرين سخن هستيد،و كودكان در هر سني كه باشند ميتوانيد با آنها صحبت كرده و به خوبي با آنها وقت گذراني كنيد.شما به خانواده خود وابسته هستيد.برعكس متولد تيرماه كه براي يافتن آرامش و راحتي و عشق،به يك خانه احتياج دارد،و بزرگ ترين هدف او تشكيل خانه و خانواده است.شما چنين نظري نداريد و عبارت «خانه انسان قصر او مي باشد» در مغز شما جاي گرفته است.ء


حرص رياست

بدون شك،اداره خانه را به دست مي گيريد،اما بايد با بهره گيري از هوش و شيرين سخن و بامزگي و جاذبه خود،اقدام به اين كار بكنيد.اگر چنين باشد،كسي اعتراض نكرده و به تمام خواسته هاي خود،دست مي يابيد.هيچ چيزي وجود ندارد كه شما نتوانيد با شيريني و خوشي آن را به دست نياوريد.ء


*******************************************************************

مردان متولد مردادماه

شما مي توانيد مرد متولد مردادماهي را دوست داشته باشيد،ولي ممكن است،سبب ها و انگيزه هاي شما براي عشق و ازدواج كافي نباشد.ونيز اسير كردن اين گربه بزرگ،كار ساده اي نيست.مردان متولد مرداد ماه،بسيار مغرور مي باشند.به همين دليل بايد غرور اين مرد را ستايش كرده و مورد توجه قرار داد.و ستايش و تمجيد او و تكرار،فوق العاده بودن كارهايي كه انجام داده،نتايج خوبي دربردارد.اين مرد كه خود را خيلي برتر و ممتاز مي بيند،دوست دارد كه اين را از زن مورد علاقه خود بشنود و در اين صورت امكان وابستگي آن مرد به شما وجود دارد.ء

عصبانيت:ء

مرد مردادماه،خيلي سريع،عصباني مي شود و شما بايد او را آرام كنيد،سخنان شيرين بيان كنيد با چيزهايي كه مورد علاقه اوست،از وي پذيرايي كنيد.خشم مرد مردادماه بسيار سوزنده و در عين حال،بسيار زودگذر است.ء

سخاوتمندي:ء

مرد مردادماه اگر در لحظه تولد تحت تأثير شديد ستاره ديگري نباشد،بسيار سخاوتمند است و يافتن همراه و همسفري فوق العاده مانند او،ممكن نيست.ء

وابستگي به ازدواج:ء

مردان مردادماه،گاه گاهي مانند كودكان بازيگوشي مي كنند،سپس با،بازگشت به سوي همسرشان و عذرخواهي،از او زندگي خود را به روال عادي ادامه مي دهند.زيرا فكر مي كنند كه صاحب همسر و فرزندانشان هستند.

عشق:ء

مرد مردادماه،صفات نيكويي دارد و در عين حال عاشقي پرشور و آتشين است.همسر خود را به راحتي رها نمي كند.درخشش ستاره پرقدرت ديگري به هنگام تولد او،ممكن است باعث به وجود آمدن عيب و نقش هايي در خصوصيات او باشد.كه قمار بازي يكي از اين عيب ها مي باشد.و نيز به سبب درخشيدن ونوس در لحظه تولدش،چشم چران مي باشد.بسيار ناسازگار و ناآرام است.و ممكن است زنش به سبب رفتار مستبدانه و ديكتاتور مانند وي،از زندگي با وي خسته شود.ء

حسادت:ء

مرد مردادماه بسيار حسود است.شايد فكر كنيد كه با بيدار كردن حس حسادت وي او را بيشتر وابسته خود كنيد.چون او اگر دوست داشته باشد،حسادت مي كند،اما بسيار هم مغرور است.واين رفتار شما را به عنوان حقارتي قبول كرده و او نيز متقابلآ با شما همان رفتار را خواهد كرد.اما اگر انساني كه در پي شماست از نظر مرد مردادماه برتر از خود او بوده و نسبت به وي حسودي مي كند.در اين صورت بسيار مؤثر خواهد بود و او را به خود وابسته مي كنيد.احتمالآ شما زني باشيد كه صاحب كار و حرفه اي بوده و موفق نيز باشيد.و هنگامي كه مرد مردادماه به شما پيشنهاد ازدواج مي دهد،بخواهد كه كار خود را رها كنيد.او تحمل كار كردن همسرش را ندارد و به نظر او جاي زن در خانه خود هست.ء

اوضاع مالي:ء

گفتيم كه متولد مردادماه اگر بخواهد مي تواند پول زيادي به دست آورد.ممكن است مرد مرداد ماه در دوران مجردي به پول اهميت زيادي ندهد،اما بعد از ازدواج،شرايط تغيير مي كند.ء

سير و سياحت و خوش گذراني:ء

مرد متولد مردادماه از گشت و گذار و تفريح،بسيار لذت مي برد.و مي خواهد كه در اطراف خود زنان و مرداني باشند كه طرفدار و هوادار او هستند.زيرا شيرين سخني كرده،نقش بازي مي كند و حس علاقه و توجه مردم را برمي انگيزد.اما در تمام طول عمر خود نياز دارد كه از طرف ديگران مورد مهر و محبت و ستايش و تمجيد قرار گيرد.هر كجا كه برود،همسرش را نيز خواهد برد و اگر جزو انسان هاي صادق متولد مردادماه باشد به غير از شما به زن ديگري نگاه نخواهد كرد.فقط اين را بدانيد كه هم با مردان و هم با زنان،روابط دوستانه اي خواهد داشت.ء


******************************************************************

زنان متولد مرداد

اگر زني را كه متولد مرداد ماه هست،دوست داريد و يا مي پسنديد،توصيه مي كنيم كه قبل از هر چيز،نسبت به او صادق باشيد.زيرا اين زن از دروغ متنفر است.چون خودش بسيار صادق است،شما هم بايد مردانگي داشته باشيد.ء

نقش،رل:ء

زن مردادماه بيشتر اوقات،نقش بازي مي كند.تصور نكنيد كه او انساني است كه ديگران را فريب داده و دروغ مي گويد.او هم مانند مرد مردادماه،زندگي را نظير،صحنه تئاتري قبول دارد كه خود او نيز هنرمند فوق العاده اي است.بخصوص اگر شاد و خوشحال باشد،كوچك ترين موضوع را با تغييرات بسيار بازگو مي كند.و در واقع شما را جادو مي كند.نه تنها عشق بازي با اين زن بلكه رفاقت و دوستي با او نيز،لذت بخش است.زيرا روزهايتان لذت بخش و شاد و متنوع خواهد بود.اما بايد بدانيد كه اين زن هم به راحتي براي خود دوستي انتخاب نمي كند.ء

درستي:ء

زن متولد مرداد،شجاع،خوش نيت و خودپسند است.از رفاقت و دوستي لذت زيادي مي برد.نسبت به دوستانش بسيار صادق مي باشد و هر نوع فداكاري را براي آنها انجام مي دهد.اما اين انسان خوش نيت،در سنين كودكي،در مورد روابط دوستي،دچار يأس و نااميدي مي شود.در طي زمان،انسان هاي به ظاهر دوست و يا دوستان واقعي،به او حسادت و بدي كرده اند.به همين سبب،زن مرداد،ديگر به كسي اعتماد نمي كند.

مسلك و شغل:ء

زن متولد مرداد ماه از كار كردن خشنود مي شود.از اين نظر به برج قوچ كه از يك گروه مي باشند،شباهت دارد.در امور كاري به اندازه زن خردادماه موفق مي باشد اگر در لحظه تولد،ستاره اي با تابش ملايم خود،بالا نرفته باشد،آرزوي كدبانو بودن را نيز خواهد داشت.از نظر زن مرداد ماه،مرد بايد از هر نظر قوي باشد.زن مرداد به خودش اطمينان داشته و ارزش خود را مي داند.اما از ته دل هم آرزوي وابستگي به يك مرد و تحت اداره او بودن را دارد.فقط اين مرد بايد باشخصيت باشد.به عقيده زن مردادماه،مرد بايد قبل از هر چيز،اعتمادبه نفس داشته باشد.و بداند كه با يك زن چگونه بايد رفتار كند.از هر نظر،زن را حمايت كرده و خواسته هايش را برآورده كند.مرد بايد شيرين سخن بوده و زنش را ستايش كرده و عشق و محبت خود را آشكار كند.زيرا زن مردادماه به عشق و مورد محبت و توجه بودن،احتياج زيادي دارد.براي وابسته كردن زن مردادماه به خودتان،بايد در فواصل كوتاهي هدايايي باارزش و زيبا به او بدهيد.اين انسان هاي مردادماه،از گرفتن هديه،لذت زيادي مي برند.اما تصور نكنيد كه او بسيار مادي است چون خود او هم از هديه دادن خشنود مي شود.و هدايايي زيبا و ظريف براي شما خريده و پول خرج مي كند.ء

زن پر خرج:ء

تصور نكنيد كه زن متولد مردادماه مي تواند مانند زن تيرماه،صرفه جو،كم خرج و قناعت گر باشد،بلكه بلعكس او بسيار پر خرج مي باشد.ء

لباس و تفريح:ء

زن متولد مرداد،شيك پوش است.چيزي كه مي خرد بايد بهترين و گرانبهاترين باشد.ء

صداقت:ء

زن متولد مرداد،آتشين،شجاع،سخاوتمند،شاد و خونگرم،جذاب و پرمهر و محبت است.و انساني بسيار صادق مي باشد.ء

حس مادري:ء

اين زن تا زماني كه تحت تأثير احساساتش قرار نگرفته،از عقل و هوش خود بسيار خوب استفاده مي كند.و هر چيزي را كه بخواهد به دست مي آورد.در مورد عشق و فرزندان فداكار است.اين زن فرزندان خود را بسيار دوست خواهد داشت،چون شيري است كه به مديريت و امر و نهي عادت كرده شايد،گاه گاهي كمي سخت گير و خشن مي شود،اما فرزندانش اين محبت عميق او را حدس خواهند زد.ء



*****************************************************************

كودكان متولد مردادماه

كودك متولد مردادماه،جسور،اداره كننده ديگران،پرتحرك،نترس،خونگرم و پر حرف و باهوش است.هواي آزاد،ورزش و تفريح و سياحت را بسيار دوست دارد.حتي در سنين پايين نيز بر دوستان خود رياست كرده و مديريت مي كند.اين كودك بسيار بااستعداد و خودپسند است.و اگر خودسرانه بزرگ شود،انساني متكبر،خودپسند،پرسرو صدا،خشن بوده و ديگران را تمسخر مي كند.براي همين،بايد از همان دوران كودكي او را خوب تربيت كرده و خوب و بد را به او ياد داد.و نيز زماني كه كار خود را انجام داده و مسئوليت هاي خود را به جاي آورد،بايد او را ستايش كرد.و اگر چنين رفتاري داشته باشيد،كودك براي ستايش شدن،وظايف خود را به خوبي انجام داده و تنبل نخواهد بود.سعي كنيد كودك انرژي زياد خود را خالي كند،با او دوست باشيد،به درددل او گوش داده و با تبادل افكار و عقايد،او را تشويق كنيد.و به اين طريق،كودك در زمان مناسب پيشرفت كرده و به موفقيت رسيده و انساني ايده آل خواهد بود.ء



شوق جدایی...

او همان کسی است که در رویایم می‌دیدم،و آدمی همیشه کسی را که دوست می‌دارد، می‌آزارد...

 
 از وقتی محبوبِ آزارطلبم رفت و مرا تنها گذاشت
برای مشت کوبیدن، چیزی ندارم جز دیوار.
وقتی که کتکش می‌زدم دوستم می‌داشت،
اما من شیوه بهتری را پیش گرفتم،
اینکه هیچ‌گاه با او بر سرِ مهر نباشم.
بله، او همان کسی است که در رویایم می‌دیدم،
و آدمی همیشه کسی را که دوست می‌دارد، می‌آزارد.
 از وقتی که محبوبِ آزارطلبم رفت و مرا تنها گذاشت،
برای مشت کوبیدن چیزی ندارم جز دیوار
برای کمربند بستن، جز شلوار
برای پرت کردن، جز بستنی
برای زدن بر سرش، جز ساعت
برای آتش زدن، جز کبریت
برای مشت کوبیدن، جز دیوار

نمیشه دوست نداشته باشم

نمیشه دوست نداشته باشم فكر می كنم تو مهربون هنوز دلت پیش منه ببین یه عاشق چه جوری هی خودش و گول میزنه فكر می كنم من بمیرم عمر تو هم تموم بشه ببین یه عاشق چه جوری اسیر قلب پاكشه قلب منی چه جوری یه روز ازت جداشم عشق منی نمیشه دوست نداشته باشم قلب منی چه جوری یه روز ازت جداشم عشق منی نمیشه دوست نداشته باشم به من می گفتی كه منو دوست داری می ترسیدم من نباشم دق كنی اما تو كه عاشق من نبودی فقط می خواستی منو عاشق كنی آه كه هنوز بی تو پریشونه دل آه كه هنوز ساده ساده هستم هنوز همون اسیر بی پناهی كه زندگیش و به تو داده هستم قلب منی چه جور

 كی دل سنگ سنگت



كی دل سنگ سنگت
از دل من خبر داشت
اشكای گرم گرمم
كی تو دلت اثرداشت
وقتی هنوز به یادت
گریه میاد سراغم
عشق تو هستم انگار
پیش تو داده باقی
قلب منی
چه جوری یه روز ازت جداشم
عشق منی
نمیشه دوست نداشته باشم
قلب منی
چه جوری یه روز ازت جداشم
عشق منی
نمیشه دوست نداشته باشم

فكر می كنم تو مهربون
هنوز دلت پیش منه
ببین یه عاشق چه جوری
هی خودش و گول میزنه
فكر می كنم من بمیرم
عمر تو هم تموم بشه
ببین یه عاشق چه جوری
اسیر قلب پاكشه
قلب منی
چه جوری یه روز ازت جداشم
عشق منی
نمیشه دوست نداشته باشم
قلب منی
چه جوری یه روز ازت جداشم
عشق منی
نمیشه دوست



تحمل می كنم

تحمل می كنم بی تو به هر سختی به شرطی كه بدونم شادو خوشبختی
 ها خوب بدانند در این ایل غریب ، گر پدر مرد ، تفنگ پدری هست هنوز.

گر چه مردان قبیله همگی کشته شدند ، توی گهواره چوبی پسری هست هنوز.

آب اگر نیست نترسید که در قافله مان ، دل دریایی و چشمان تری هست هنوز.

نامه از خدا به تو بنده خوب خدا

به: شما بنده خوب خدا



تاریخ : امروز



از: رئیس مهربان



موضوع : خود خود خودت



عطف به : زندگی



من خدا هستم.

آنکه از رگ گردن به تو نزدیک تر است.



امروز من همه مشكلاتت را اداره میكنم .



لطفا به خاطر داشته باش كه من به كمك تو نیاز ندارم.



اگر در زندگی وضعیتی برایت پیش آید كه قادر به اداره كردن آن نیستی برای رفع كردن آن تلاش نكن .



آنرا در صندوق ( چیزی برای خدا تا انجام دهد ) بگذار .



همه چیز انجام خواهد شد ولی در زمان مورد نظر من ، نه تو .



وقتی كه مطلبی را در صندوق من گذاشتی ، همواره با اضطراب دنبال (پیگیری) نكن .



در عوض روی تمام چیزهای عالی و شگفت انگیزی كه الان درزندگی ات وجود دارد تمركز کن .



ناامید نشو ، توی دنیا مردمی هستند كه رانندگی برای آنها یك امتیاز بزرگ است.



شاید یك روز بد در محل كارت داشته باشی : به مردی فكر كن كه سالهاست بیکار است و شغلی ندارد



ممكنه غصه زودگذر بودن تعطیلات آخر هفته را بخوری : به زنی فكر كن كه با تنگدستی



وحشتناكی روزی دوازده ساعت ، هفت روز هفته را كار میكند تا فقط شكم فرزندانش را سیر كند



وقتی كه روابط تو رو به تیرگی و بدی میگذارد و دچار یاس میشوی : به انسانی فكر كن كه هرگز طعم دوست داشتن و مورد محبت واقع شدن را نچشیده



وقتی ماشینت خراب میشود و تو مجبوری برای یافتن كمك مایلها پیاده بروی : به معلولی فكر كن كه دوست دارد یكبار فرصت راه رفتن داشته باشد



ممكنه احساس بیهودگی كنی و فكر كنی كه اصلا برای چی زندگی میكنی و بپرسی هدف من چیه ؟ شكر گذار باش . در اینجا كسانی هستند كه عمرشان آنقدر كوتاه بوده كه فرصت كافی برای زندگی كردن نداشتند



وقتی متوجه موهات كه تازه خاكستری شده در آینه میشی : به بیمار سرطانی فكر كن كه آرزو دارد كاش مویی داشت تا به آن رسیدگی كند...






ممكنه تصمیم بگیری لینك این مطلب رو برای یك دوست بفرستی : متشكرم از شما ، ممكنه در مسیر زندگی آنها تاثیری بگذاری كه خودت هرگز نمیدانستی

وقتی محبوب آزارطلبم رفت...

 

او همان کسی است که در رویایم می‌دیدم،و آدمی همیشه کسی را که دوست می‌دارد، می‌آزارد...

 

 

 
 از وقتی محبوبِ آزارطلبم رفت و مرا تنها گذاشت
برای مشت کوبیدن، چیزی ندارم جز دیوار.
وقتی که کتکش می‌زدم دوستم می‌داشت،
اما من شیوه بهتری را پیش گرفتم،
اینکه هیچ‌گاه با او بر سرِ مهر نباشم.
بله، او همان کسی است که در رویایم می‌دیدم،
و آدمی همیشه کسی را که دوست می‌دارد، می‌آزارد.
 از وقتی که محبوبِ آزارطلبم رفت و مرا تنها گذاشت،
برای مشت کوبیدن چیزی ندارم جز دیوار
برای کمربند بستن، جز شلوار
برای پرت کردن، جز بستنی
برای زدن بر سرش، جز ساعت
برای آتش زدن، جز کبریت
برای مشت کوبیدن، جز دیوار

اگر نمی‌توانم همیشه مال تو باشم

اگر نمی‌توانم همیشه مال تو باشم
اجازه بده گاهی، زمانی از آنِ تو باشم

و اگر نمی‌توانم گاهی، زمانی از آن تو باشم
بگذار هروقت که تو می‌گویی، کنار تو باشم

اگر نمی‌توانم دوست خوب و پاک تو باشم
اجازه بده دوست پست و کثیفِ تو باشم
 
اگر نمی‌توانم عشق راستینِ تو باشم
بگذار باعث سرگرمیِ تو باشم
 
اما مرا این طوری ترک نکن
بگذار در زندگی تو، دست کم چیزی باشم
 

از تو متشکرم!

از وقتی که عاشق شدم
فرصت بیشتری پیدا کردم
فرصت بیشتری برای این که پرواز کنم و بعد زمین بخورم!
و این عالی است!...
هرکسی شانس پرواز کردن و به زمین خوردن را ندارد
تو این شانس را به من بخشیدی
متشکرم!

زمان همه چیز را می‌برد...!

زمان غارتگر غریبی است ، همه چیز را بی اجازه می‌برد و تنها یک چیز را همیشه فراموش می‌کند...

هر ثانیه که می‌گذرد

چیزی از تو را با خود می‌برد

زمان غارتگر غریبی است

همه چیز را بی اجازه می‌برد

و تنها یک چیز را همیشه فراموش می‌کند...

حس "دوست داشتنِ" تو را...

خودم را با تو تعریف می‌کنم...!

دریا
خودش را با موج تعریف می‌کند

جنگل
خودش را با درخت

آسمان
خودش را با ستاره

و من
خودم را با تو تعریف می‌کنم

از دورها می‌آیی!

از دورها، دورها می‌آیی و فقط یک چیز، یک چیزِ کوچک، در زندگی من جابه‌جا می‌شود...

 

 

از دورها
           دورها
                 
می‌آیی
و فقط
       یک چیز
                 یک چیزِ کوچک

در زندگی من جابه‌جا می‌شود

این که دیگر بدون تو
                         در هیچ کجا نیستم

به تو تبریک میگم،

به تو تبریک میگم، که به تو باختمو
زیر پا لِه کردم دل خود ساختمو

به تو تبریک میگم، که دلم پیش تو بود
که تموم زندگیم توی آتیش تو بود

مگه چی خواستم ازت، به جز عاشق بودن
که چشام برای تو آینه‌ی دِق بودن

بگو چی کم داشتم که بریدی از دلم
به کدوم مقصودت نرسیدی از دلم

به تو تبریک میگم که بیخودی
توی زرق و برق دنیا گم شدی

به تو تبریک میگم گم شدنو
گل گلخونه‌ی مردم شدنو

وقتی که رفت و...

وقتی که رفت و منو از یاد بُرد
هرچی که داشتم همه رو باد بُرد

تو کُنجِ عُزلت خودم نشستم
هرچی که آیینه بود زدم شکستم

زخم زبونا رو به جون خریدم
از همه حتی از خودم بریدم

چه عشق ناروایی
چه درد بی دوایی

چه زخم ناتمومی
چه سرنوشت شومی

با تو‌اَم ای که آبرومو بردی
کشتی منو اما خودت نمُردی

مثل یه کابوس اومدی و رفتی
آتیش به زندگیم زدی و رفتی

رفتی و من موندم و خاکسترم
بلای تو کاش نمی‌اومد سرم

غربت من هر چی

غربت من هر چی که هست از با تو بودن بهتره
آخر خط زندگی این نفسای آخره
وقتی دارم با هر نفس از این زمونه سیر می شم
وقتی با یه زخم زبون از این و اون دلگیر میشم
این آخر راهه دیگه باید که تنها بمیرم
تنها تو اوج بی کسی تو غربت آروم بگیرم
باید برم باید برم باید که بی تو بپرم
آخ که چه سنگین می زنه این نفسای آخرم
سکوت من نشونه ی رضایتم نیست میدونی
گلایه هامو میتونی از توی چشمام بخونی
بگو آخه جرمم چیه که باید اینجور بسوزم
هیچی نگم داد نزنم لبامو روهم بدوزم
در به در غزل فروش منم که گیتار میزنم
با هرنگاه به عکست انگار من خودمو دار می زنم
نفرین به عشق به عاشقی نفرین به بخت و سر نوشت
به اون نگاه که عشقتو تو سرنوشت من نوشت
نفرین به من نفرین به تو نفرین به عشق من و تو
به ساده بودن من و به اون دل سیاه تو
نفرین به عشق به عاشقی نفرین به بخت و سر نوشت
به اون نگاه که عشقتو تو سرنوشت من نوشت
نفرین به من نفرین به تو نفرین به عشق من و تو
به ساده بودن من و به اون دل سیاه تو

دروغ ساده‌ترین سلام تو بود!

عمر ستاره به طولانی بودن بوی خاطرات باقی مانده می‌مانست .... سوسو میزد کلامت در یادم، هر چه می‌گفتی حقیقت بود ....

 دروغ ساده ترین سلام تو بود

از همه چیز می‌گفتی و آسمان را برایم ریسه بستی

چراغ ماه به سخنان تو روشن بود

عمر ستاره به طولانی بودن بوی خاطرات باقی مانده می‌مانست

سوسو میزد کلامت در یادم، هر چه می‌گفتی حقیقت بود

هر چه می‌ماند غنیمت

دروغ ساده ترین سلام تو بود

فوق‌العاده!

 غمی نیست ما برقراریم ، اون بالا یکی رو داریم ... پشت ابر بی‌قراری ، هنوزم چشم انتظاریم ...  

 کِی می‌خوای بشینی تا من،واسه‌ات از خودم بگم باز
صبر تو چقدره تا من ، بشکنم پُشت یه آواز

دخترم قصه نمیگم ، نمیخوام بهم بخندی
یا فقط به احترامم ، چِشم رو هرچی هست ببندی

نمیخوام بونه بگیری ، که چرا زخمیِ سینه‌ام؟
یا اَزَم دلت بگیره ، که نشد تو رو ببینم!

دخترم زخمای بابا ، مالِ عشقِ فوق‌العاده‌اس
به خدا اشکای بابا ، بیخودی نیس! بی‌اراده‌اس

اگه می‌بینی رفیقام ، هنوزم مَردن و تنها
اگه حتی یه ستاره ، نشده به اسم بابا

غمی نیست ما برقراریم ، اون بالا یکی رو داریم
پشت ابر بی‌قراری ، هنوزم چشم انتظاریم

ما هنوز چشم انتظاریم ، چشم به راهِ یه بهاریم
اون بالا یکی رو داریم ، ما هنوز چشم انتظاریم

بدون شرح.......

بدون شرح..........


تبریک عید نوروز ۸۹

زکوی یار می آید نسیم باد نوروزی
از این باد از مدد خواهی، چراغ دل بر افروزی

نوروز مبارک

هفت سین عید

این بار می خواهم هفت سین عید را با یاد تو بچینم سبزه را با یاد روی سبزه ات سمنو به یاد شیرینی لبخندت سایه دانه به رنگ چشم هایت سرکه با یاد ترشی مهربانیت سیب با یاد تردیه گونه هایت سکه با یاد درخشش قلبت سیر با یاد تندی کلامت با همه خوبی ها و بدی هایت … دوستت دارم