اطلاعیه

سلام خدمت گل های خودم حالتون خوبه؟؟؟

عزیزان من شاید  به احتمال زیاد من از هفته بعد  نتونم بیام نت اخه می دونید که جمعه هفته بعد باید برم واسه گزینش نیروی دریایی باید خودمو تو این یک هفته اماده کنم اطلاعات عمومی مو ببرم بالا

واسم دعا کنید

دوستون دارم به امید دیدار

نباشی کل این دنیا

نباشی کل این دنیا
واسم قد یه تابوته
نبودت مثله کبریتو
دلم انباره باروته

نباشی کل این دنیا
واسم قد یه تابوته
نبودت مثله کبریتو
دلم انباره باروته

نباشی روزه تاریکم
یه اقیانوسه آتیشه
تموم غصه ی دنیا تو
قلبم ته نشین میشه
دنــــــــیا رو بی تو
نمیخوام یه لحظه
دنیا بی چشمات
یه دروغه محضه
دنیا رو بی تو
نمیخوام یه لحظه
دنیا بی چشمات
یه دروغه محضه

نباشی هر شبو هر روز
همش
حیرون و آوارم
با فکرت زنده میمونم
تا وقتی که نفس دارم
تا وقتی که نبودت تو یه روز کاری بده دستم
بمون تا آخره دنیا
بمونی تا تهش هستم

دنیا رو بی تو
نمیخوام یه لحظه
دنیا بی چشمات
یه دروغه محضه

دنیا رو بی تو
نمیخوام یه لحظه
دنیا بی چشمات
یه دروغه محضه

خانه ي دوست کجاست؟

 خانه ي دوست کجاست؟


چه کسي مي پرسيد


خانه ي دوست زماني به پس کوچه ي تنهايي بود


با دري باز، و يک پنجره ي رو به خدا


باغچه اي داشت پر از اطلسي همدردي


بوي عطر دل پاک، همه جا حس مي شد


تک درخت ته باغ، پُر ز برگ دلِ خوش


که به آهنگ نسيم سحري مي رقصيد


ولي امروز دگر خانه تهي ست


قفل نفرت بدرش بسته کسي


در پس پنجره اش پرده ي رخوت پيداست


بوي حسرت ز در و پيکر خانه جاري ست


خانه متروک شده از نم بيرحمي ها


تک درخت ته باغ، شده مسموم ز هواي نفرت


... دير زمانيست که در اين خانه کسي


ننهادست قدم با دل باز

 

خانه دوست کجاست؟

عید فطر مبارک

دلها همه بهاران شد از شمیم باران
مه، رخ نموده امشب در عید روزه داران
هر کس که در دعایش یادی کند ز یاران
شیرینتر از عسل باد کامش به روزگاران


عــیـد صیــام آمــد و مـاه صیـام رفت
لطف تمام آمد و فیض تمام رفت
شد عید فطر و لطف خدا باز تازه شد
گـرد غـم گنــاه ز جان عوام رفت


کم کم غروب ماه خدا دیده میشود
صد حیف از این بساط که برچیده میشود


در این بهار رحمت و غفران و مغفرت
خوشبخت آن کسی است که بخشیده می شود


روی انتباع رمضان خط مشکی مکشید
روی آن را نور از دل بکشید


آمد آن عید که بودی منتظرش
هر چه خواهی به خدا گو بلند است کرمش



... و حال شده ام مردی با آرزوهایی بزرگ...اما خست

... و حال شده ام مردی با آرزوهایی بزرگ...اما خسته...

... دلم پرواز می خواهد...

... دیگر کوله ام خالیست...

... دیگر صدای باران هم درمان نیست...

... باید بروم...

... جای من اینجا نیست...

... بروم آنجایی که باران از اوست...

... جایی فراسوی ابرها...

... آنجا که سنگها هم نفس می کشند...

راهها به دو راهی ختم نمی شوند...

... و دستها تنها برای دستگیری دراز می شوند...

... و آغوشها تنها برای نوازش باز می شوند...

... آنجا که بوی یاس را به ارزش محبت می فروشند...

... و آنجا که مردمش می دانند... خط گندم يعنی ...

نيمی بردار و نيمی ببخش...

... آنجا که روح... جسم را نگه می دارد..

و آنجا که آبی نیست ...

آبی تر است...

... آنجا که دیگر نفس نیست...

... همه اش عشق است و عشق است و عشق...

...

... اما نه....

... هنوز قلم به دستانم چسبیده...

... انگار هنوز هم باران درمان است...

...

... رهگذر...دیگر چیزی از کوله ات باقی نمانده...

گویی پایان راهی...

... یادت باشد... در انتظار باران باشی... کفشهایت تشنه اند...

...

... یادم باشد... در انتظار آسمان بنشینم..

خاک همیشه خشک است...

... یادم باشد... در انتظار خورشید بنشینم...

ماه همیشه تاریک است...

... یادم باشد... در انتظار گندم بنشینم..

نان همیشه تلخ است...

... یادم باشد... در انتظار نگاه بنشینم..

زبان همیشه دروغ است...

... یادم باشد... در انتظار دوست بنشینم..


بی گانه همیشه خسته است...

... یادم باشد ... در انتظار او بنشینم..

او همیشه هست..

همیشه مهربان است...

سفر

سلام خدمت گل های خودم حالتون چطوره

نمی دونید چه اتفاقی واسم افتاد امروز که گفتم اول بیام اینجا بنویسم

بذارین اول اتفاق بده رو بگم

سازمان نظام وظیفه ۲ ساعت پیش حالمو گرفتو جوابش اومد تاریخ اعزاممو میگم ۱۸/۹خورده یعنی ۳ماه دیگه  من سربازی نمی رم

حالا خبر خوبه که منو دگرگون کرد دارم فردا می ریم مشهد جای که خیلی دوسش دارم می رم پیش امام رضا تو این دو ماه یعنی از اول مرداد تاامروز بار ۴که دارم می رم زیارت امام رضا سراز پا نمی شناسم دارم از همین الان لحظه شماری می کنم تا زود تر فرداشه ومن خودمو پهلوی امام رضا ببینم خیلی امام رضا رو دوس می دارم عاشق شم

خوب دوستان واسه همتون دعا می کنم هیشکدوم تونو فراموش نمی کنم عزیزان

به امید دیدار دوباره همتونو به خدا می سپارم . من نیستم بیاین پیشما

دوستون دارم

نامه بی‌جواب

سلام بهونه قشنگ من برای زندگی... آره بازم منم همون بهونه همیشگی... فدایه مهربونیات چه میکنی با سرنوشت دلم برات تنگ شده...


سلام بهونه قشنگ من برای زندگی
آره بازم منم همون بهونه همیشگی
فدایه مهربونیات چه میکنی با سرنوشت
دلم برات تنگ شده بود این نامه رو واست نوشت
حال منو اگه بخوای رنگ گلای قالیه
جای نگاهت بد جوری تو صحن چشمام خالیه
ابرا همه پیشه منن، اینجا هوا پر از غمه
از غصه‌هام هرچی بگم جون خودت بازم کمه
دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون
فریاد زدم یا تو بیا یا منو پیشت برسون
فدای تو نمی‌دونی بی تو چه دردی کشیدم
حقیقتو واست بگم به آخر خط رسیدم
رفتی و من تنها شدم با غصه‌های زندگی
قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگی
نمی‌دونی چقدر دلم تنگه برای دیدنت
برای مهربونیات، نوازشات، بوسیدنت
به خاطرت مونده یکی همیشه چشم به راهته؟
یه قلب تنها و کبود هلاک یک نگاهته؟
من میدونم همین روزا عشق من از یادت میره
بعدش خبر میدن بیا که داره دوستت می‌میره
روزات بلنده یا کوتاه دوست شدی اونجا با کسی؟
بیشتر از این منو نذار تو غصه و دلواپسی
یه وقت منو گم می‌کنی تو دود این شهر غریب
یه سرزمین غربته با صدتا نیرنگ و فریب
فدای تو یه وقت شبا بی‌خوابی خستت نکنه
غم غریبی عزیزم زرد و شکستت نکنه
چادر شب لطیفتو از روت شبا پس نزنی
تنگ بلور آبتو یه وقت ناغافل نشکنی
اگه واست زحمتی نیست بر سر عهدمون بمون
منم تو رو سپردمت دست خدای مهربون
راستی دیروز بارون اومد من و خیالت تر شدیم
رفتیم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شدیم
از وقتی رفتی آسمونمون پر کبوتره
زخم دلم خوب نشده از وقتی رفتی بدتره
غصه نخور تا تو بیای حال منم اینجوریه
سرفه‌های مکررم مال هوای دوریه
گلدون شمعدونی مونم عجیب واست دلواپسه
مثه یه بچه که بار اوله میره مدرسه
تو از خودت برام بگو بدون من خوش میگذره؟
دلت مخواد می اومدم یا تنها رفتی بهتره؟
از وقتی رفتی تو چشام فقط شده کاسه خون
همش یه چشمم به دره چشم دیگم به آسمون
یادت میاد گریه‌هامو ریختم کنار پنجره؟
داد کشیدم تو رو خدا نامه بده یادت نره
یادت میاد خندیدی و گفتی حالا بذار برم
تو رفتی و من تا حالا کنار در منتظرم
امروز دیدم دیگه داری منو فراموش می‌کنی
فانوس آرزوهامونو داری خاموش می‌کنی
گفتم واست نامه بدم نگی عجب چه بی‌وفاست
با این که من خوب می‌دونم جواب نامه با خداست
عکسای نازنین تو با چند تا گل کنارمه
یه بغض کهنه چند روزه دائم در انتظارمه

تنها دلیل زندگی با یه غمی دوستت دارم
داغ دلم تازه میشه اسمتو وقتی میارم
وقتی تو نیستی چه کنم با این دل بهونه‌گیر؟
مگه نگفتم چشماتو از چشم من هیچوقت نگیر؟
حرف منو به دل نگیر همش مال غریبیه
تو رفتی من غریب شدم چه دنیای عجیبیه
زودتر بیا بدون تو اینجا واسم جهنمه
دیوار خونمون پر از سایه غصه و غمه
تحملی که تو دادی دیگه داره تموم میشه
مگه نگفتی همه جا مال منی تا همیشه؟
دلم واست شور میزنه این دل و بی‌خبر نذار
تو رو خدا با خوبیات رو هیچ دلی اثر نذار
فکر نکنی از راه دور دارم سفارش می‌کنم
به جون تو فقط دارم یه قدری خواهش می‌کنم
اگه بخوام برات بگم شاید بشه صدتا کتاب
که هر صفحش قصه چندتا درده و چندتا عذاب
می‌گم شبا ستاره‌ها تا می‌تونن دعات کنن
نورشونو بدرقه پاکی خنده‌هات کنن
یه شب تو پاییز که غمت سر به سر دل می‌ذاره
مریم همون کسی که بیشتر از همه دوسِت داره
شعر از مریم حیدرزاده


نخستین نگاه..

نخستین نگاهی که ما را به هم دوخت... نخستین سلامی که در جان ما شعله افروخت... نخستین کلامی که دلهای ما را به بوی خوش...


نخستین نگاهی که ما را به هم دوخت..... نخستین سلامی که در جان ما شعله افروخت......
نخستین کلامی که دلهای ما را به بوی خوش آشنایی سپرد و به مهمانی عشق برد..... پر از مهر بودی پر
از نور بودم همه شوق بودی همه شور بودم چه خوش لحظه‌هایی که دزدانه از هم نگاهی ربودیم و رازی نهفتیم چه خوش لحظه‌هایی که "می‌خواهمت" را به شرم و خموشی نگفتیم و گفتیم..
دو آوای تنها سرگشته بودیم رها در گذرگاه هستی به سوی دورها از هم پر کشیدیم..
چه خوش لحظه‌هایی که هم را شنیدیم چه خوش لحظه‌هایی که در پردهی عشق چو یک نغمه شاد با هم شکفتیم چه شبها چه شبها که همراه حافظ در آن کهکشانهای رنگین در آن بیکران‌های سرشار از نرگس و نسترن، یاس و نسرین، ز بسیاری شوق و شادی نخفتیم..
تو با آن صفای خدایی، تو با آن دل جان سرشار از روشنایی از این خاکیان دور بودی..
من آن مرغ شیدا،در آن باغ بالنده در عطر و رویا بر آن شاخه‌های فرا‌ رفته تا عالم بی‌خیالی..
چه مغرور بودم چه مغرور بودی من و تو چه دنیای پهناوری آفریدیم، من و تو به سوی افقهای نا آشنا پر کشیدیم من تو ندانسته دانسته رفتیم، رفتیم، رفتیم چنان شاد و خوش گرم و پویا، که گویی به سر منزل آرزوها رسیدیم دریغا دریغا ندیدیم که دستی در این آسمانها چه بر لوح پیشانی ما نوشتست..
دریغا در آن قصه‌ها و غزلها نخواندیم که آب و گل عشق با غم سرشتست، فریب و فسون جهان را تو کر بودی، ‌ای دوست من کور بودم از آن روزها آه عمری گذشتست من و تو دگرگونه گشتیم دنیا دگرگونه گشته در این روزگاران بی‌روشنایی در این تیره شبهای غمگین که دیگر ندانم کجایی ندانی کجایم چو با یاد آن روزها می‌نشینم دل جاویدان عاشقم را به دنبال آن لحظه‌ها می‌کشانم سرشکی به همراه این بیتها می‌فشانم........ نخستین نگاهی که ما را به هم دوخت.......

واسم دعاکنید

سلام خدمت دوستای گلم 

عزیزان ازتون می خوام که واسم دعاکنید که خیلی مهتاجم به دعا چون یکی از مهمترین رویداد زندگیم داره رقم می خوره همچیم بستگی به همین کار داره اخه استخدامی نیروی دریایی شرکت کردم و یکی از ۷خان استخدام رو پشت سر گذاشتم یعنی ازمونه کتبی شون قبول شدم دیروز جوابشو گرفتم وباید واسه بقیه خان ها که  چنداشون می گم دستو پنچه نرم کنم .پزشکی.ورزش.مصاحبه با حاج اقا که خدا کنه سوالات اسون بپرسه ازم.۳مهر باید ۶:۳۰دقیقه صبح تهران باشم تو رو خدا نمی خوام قسمتون بدم واسم تواین شبای عزیزدعاکنید بدجور محتاجم به دعا نه تنها من محتاجم به دعا بلکه واسه همه جونای که مثل منن دعا کنید خواهش می کنم چون می گن تو این شبا خدا بهتر جواب دعا های بنده هاشو می ده.دیگه عرضی ندارم قوربون قدماتون که همیشه منو همراهی می کنید به امید اون روزی که همه جونا با ارزوهاشون برسن خدانگهدار

دعا یادتون نره 

 

می خواهم عمرم را

می خواهم عمرم را
با دست های مهربان تو اندازه بگیرم
برگرد!
باور کن
تقصیر من نبود
من فقط می خواستم
یک دل سیر برای تنهایی هایت گریه کنم
نمی دانستم گریه را دوست نداری
حالا هم هروقت بیایی
عزیز لحظه های تنهایی منی
اگر بیایی
من دلتنگی هایم را بهانه می کنم
تو هم دوری کسانی که دور نیستند
در راهند
رفته اند برای تاریکی هایت
یک اسمان خورشید بیاورند
یادت باشد
من اینجا
کنار همین رویاهای زودگذر
به انتظار امدن تو
خط های سفید جاده را می شمارم .

وبلاگ

سلام خدمت گل های عزیز و دوست داشتنی بچه ها وبلاگم داره4 ساله میشه هنوز باورم نمی شه که 4 ساله دارم توش چیز می نویسم

۱۹ شهریوردقیق می شه ۴ سالش

یادم باشد..

یادم باشد حرفی نزنم كه به كسی بربخورد.. نگاهی نكنم كه دل كسی بلرزد.. خطی ننویسم كه آزار دهد كسی را.. یادم باشد كه روز و روزگار...



یادم باشد حرفی نزنم كه به كسی بربخورد
نگاهی نكنم كه دل كسی بلرزد
خطی ننویسم كه آزار دهد كسی را
یادم باشد كه روز و روزگار خوش است
وتنها دل ما دل نیست
یادم باشد جواب كین رابا كمتر از مهر و جواب
دورنگی را با كمتر از صداقت ندهم
یادم باشد باید در برابر فریادها سكوت كنم
و برای سیاهی‌ها نور بپاشم
یادم باشد از چشمه درس خروش بگیرم
و از آسمان درس پاك زیستن
یادم باشدسنگ خیلی تنهاست
یادم باشد باید با سنگ هم لطیف رفتار كنم مبادا دل تنگش بشكند
یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن بدنیا آمدم... نه برای تكرار
اشتباهات گذشتگان
یادم باشد زندگی رادوست دارم
یادم باشد هرگاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان حیوان بی زبانی كه به سوی قربانگاه می‌رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم
یادم باشد می‌توان باگوش سپردن به آواز شبانه دوره‌گردی كه از سازش عشق می‌بارد به اسرار عشق پی برد و زنده شد...

مي دونم

مي دونم خطا نکردم مي دونم مي دونم وفا نکردي مي دونم ميدونم دلم شکست خوب مي دونم خاطراتت داره داغون مي کنه غم و غصت داره ويرون مي کنه آخه تنهايي يه درد عزيزم وداع کردنت يه مرگ عزيزم مي دونم چشمام ديگه اشک نداره مي دونم دلت برام جا نداره مي دونم تنها شدم تو ادما حتي عشقم ديگه معنا نداره يادته برام ميمردي يادته يادته با هم مي خونديم يادته يادته تو شباي باروني تو مي گفتي عشقمون آخر نداره 

جواب معما


پاسخ معما :
هر چند كه اين نوع خويشاوندي به ندرت اتفاق مي افتد، ولي غير ممكن نيست. دو مرد را در نظر مي گيريم كه زنشان فوت كرده وهر كدام يك دختر دارند. اولي دختر دومي را به عقد خود در مي آورد و دومي نيز دختر اولي را به زني مي گيرد و آن دو پدر زن يكديگر و در عين حال داماد هم محسوب مي شوند. هر كدام از آنها صاحب پسري مي شوند. اگر كمي فكر كنيم، متوجه خواهيم شد كه هر يك از اين دو پسر نسبت به ديگري هم دايي محسوب مي شوند و هم خواهر زاده

معما

دو مرد نسبت به هم، دايي وخواهر زاده اند. يعني اولي دايي دومي و خواهر زاده اوست، دومي نيز دائي اولي و خواهرزاده وي مي باشد. چطور چنين چيزي ممكن است؟



بدون شرح

نظرتون در مورد این مارمولک چیه؟؟؟؟

رگ خواب از محسن یگانه

رگ خواب این دل
تو دست تو بوده
ترک های قلبم
شکست تو بوده

منو با یه لبخند
به ابرا کشوندی
با یک قطره اشکت
به آتیش نشوندی
مدارا نکردی
با دلواپسیم و
ندیده گرفتی
غم بی کسیم و
با این آرزویی
که بی تو محاله
یه شب خواب آروم
فقط یک خیاله
چقدر حیفه این عشق

همینجور هدر شه
یکی از من و تو
بره در به در شه
بره در به در شه
باید سر کنم با همین جای خالی
حالا تو نبودم بگو در چه حالی
مدارا نکردی
با دلواپسیم و
ندیده گرفتی
غم بی کسیم و
با این آرزویی
که بی تو محاله
یه شب خواب آروم
فقط یک خیاله

اولين كسي كه عاشقش ميشي





اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره . دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يكي ديگه ...... اينطوريه كه دل همه آدما ميشکنه

هيچ وقت از دوست داشتن انصراف نده...

هيچ وقت از دوست داشتن انصراف نده...حتي اگر کسي بهت دروغ گفت.. بازم بهش فرصت بده..عشق رو تجربه کن حتي اگر توش شکست بخوري.. اينو بدون اگر کسي وارد زندگيت شد و گذاشت و رفت علاوه بر اينکه يه خاطره بر جاي مي ذاره مي تونه يه تجربه هم بر جاي بذاره....پس سعي کن خاطره هاي خوب و تجربه هاي مفيد رو به خاطر بسپاري... مي شه بعضي هارو مثل اشک از چشمات بندازي..اما نميتوني جلوي اشکي رو بگيري که با رفتن بعضي ها از چشمات جاري مي شه 

عذاب از محسن یگانه

حالا که امید بودن تو در کنارم داره می میره
منم و گریه ممتد نصف شبم دوباره دلم می گیره
حالا که نیستی و بغض گلومو گرفته چه جوری بشکنمش
بیا و ببین دقیقه هایی که نیستی اونقده دلگیره، که داره از غصه می میره

عذابم میده این جای، خالی زجرم میده این خاطراتو،
فکرم بی تو داغون و خسته اس، کاش بره از یادم اون صداتو

عذابم میده این جای خالی، زجرم میده این خاطراتو،
فکرم بی تو داغون و خسته اس، کاش بره از یادم اون صداتو

عذابم میده، عذابم میده، عذابم میده، عذابم میده

منمو این جای خالی که بی تو هیچوقت پر نمیشه
منمو این عکس کهنه که از گریه ام دلخور نمیشه
منمو این حالو روزی که بی تو تعریفی نداره
منمو این جسم توخالی که بی تو هی کم میاره

عذابم میده این جای خالی، زجرم میده این خاطراتو،
فکرم بی تو داغون و خسته اس، کاش بره از یادم اون صداتو

عذابم میده این جای خالی، زجرم میده این خاطراتو،
فکرم بی تو داغون و خسته اس، کاش بره از یادم اون صداتو

عذابم میده، عذابم میده، عذابم میده، عذابم میده

من خوابتو می بینم میگم شاید وقتش رسیده…
بی خوابی می شینه توی چشمام مهلت نمی ده
دوباره هیشکی تو شعرام حرفی واسه گفتن نداره
دوباره نیستی و بغض گلومو می گیره باز کم میارم
حالا که امید بودن تو در کنارم داره می میره
منم و گریه ممتد نصف شبم دوباره دلم می گیره

تولدم مبارک



سلام به همه دوستاي گلم که هيچوقت تنهام نذاشتن.حالتون خوب سلامتين فرارسيدن ماه رمضان ماه مهماني خدارو به همگي تبريک مي گم وخيلي خوشحالم که تولدم يه روز قبل از شروع اين ماه عزيزه
تولدم مبارک
دل همگی تون شاد

فضیلت ماه رمضان در روایات

فضیلت ماه رمضان در روایات

 

ماه مبارک رمضان در حقیقت یکی از نعمات بزرگ پروردگار بوده که به منظور شستشوی وجود مان از گناهان به ما اعطاء گردیده است، لذا به هر خواهر و برادر با درک ماست تا از این لحظات گرانبها و از این شانس طلایی به منظور محو نمودن اشتباهات، خطاها و گناهانی که از ما سر زده است استفاده نماید ، و با باز گشت این ماه مبارک و پر فیض همزمان با آنکه از فواید طبی آن برخوردار می‌شویم، از فواید دنیوی و اخروی آن نیز مستفید گردیم. اینک در این مجموعه به امید آنکه گامی را در جهت پخش و گسترش احکام دینی خویش برداشته باشیم تعدادی از احادیث گرانمایه، حضرت رسول الله (ص) را جمع آوری نموده‌ایم تا همه از آن بهره‌مند شده و ما را نیز شامل دعاهای شبانه روزی خویش گردانند.

خوشا به حال آن خواهر و برادر که هر لحظه این ماه پر فیض و پر برکت را غنیمت شمرده و از آن در جهت مغفرت و بخشش گناهان‌شان استفاده نمایند و حسرت و افسوس به حال آن خواهر و برادری که با فرا رسیدن این ماه مبارک هنوز هم از خواب غفلت بیدار نگردیده و با بی‌تفاوتی و بدون احساس مسئولیت، به گناهان گذشته‌شان ادامه داده و از این شانس طلایی مستفید نمی‌گردنند.

 

رسول الله (ص) فرمود: خدای عزوجل می فرماید: هر عمل فرزند آدم برای اوست غیر از روزه که آن برای من است و من پاداش آنرا می دهم و روزه سپری است ( در مقابل دورخ یا گناهان ) و چون روز روزه، یکی از شما باشد ، باید ناسزا نگوئید، و فریاد نکشید و با کسی در گیر نشوید م اگر کسی او را دشنام داد و یا با او جنگ کرد باید بگوید: من روزه دارم و سوگند به ذاتی که جان مصطفی در ید اوست همانا بوی دهن روزه دار در نزد خداوند (ج) از بوی مشک نیکوتر است. و برای روزه‌دار دو شادی است که بدان شاد می‌شود، یکی که چون افطار کند، شاد میشود و دیگری که چون پروردگارش را ملاقات کند به روزه‌اش شاد می‌گردد.

 

این لفظ بخاری است و در روایتی از او آمده که روزه دار طعام، آشامیدنی و شهوت خود را از جهت من ترک میکند، روزه از برای من است و من بدان پاداش میدهم و حسنه به ده برابرش.

خدای عزوجل می‌فرماید: هر عمل فرزند آدم برای اوست غیر از روزه که آن برای من است و من پاداش آنرا می دهم و روزه سپری است (در مقابل دورخ یا گناهان)

در روایتی از مسلم آمده که هر عمل فرزند آدم چند برابر می‌شود نیکی به ده برابرش تا هفت‌صد برابرش - الله تعالی فرمود: مگر روزه که همانا از برای من است و من بدان پاداش میدهم - شهوت و طعام خود را به دستور من میگذارد و برای روزه دار دو شادی است یک شادی در وقت افطار ش و یک شادی در وقت ملاقات با پروردگارش و بوی دهن روزه دار در نزد خدای متعال از بوی مشک بهتر است.

ای مردم به شما ماه بزرگی رسیده. ماه مبارک، ماهی که در آن شبی است بهتر از هزار ماه. ماهی که خداوند روزه اش را فرض و قیام شبش را نفل قرار داده. کسی که به اجرای کاری نیکی تقرب جوید مانند آن است که فریضه را در ماه دیگری اداء نموده باشد. ماه صبر و ثواب صبر بهشت است، ماه دلجوئی است. ماهی است که روزی مومن در آن فراوان میشود. کسی که در آن روزه داری را افطاری میدهد، برای او با عث آمرزش گناهان و آزادی از آتش دوزخ میشود و به اندازهء اجر روزه دار به وی داده میشود بدون اینکه از ثواب روزه دار کاسته شود. گفتیم ای رسول خدا ، همگی ما توان افطار روزه دار را نخواهیم داشت. فرمود: این ثواب را کسی هم حاصل میکند که یک چشیدنی از شیر یا یک خرما و یا یک نوشیدنی آب به روزه دار بدهد و کسی که روزه داری را سیر می نماید، خدا او را از حوض من مینوشاند که تشنه نمی‌شود تا به بهشت داخل شود.

رمضان ماهی است که اولش رحمت، میانه اش مغفرت و آخرش آزادی از آتش است. کسی که بر زیر دستش در آن روز آسانی میکند، خدایش میامرزد و از آتش دوزخ آزادش میسازد.

برای شما ما مبارک رمضان آمده است که روزه ء آن را خداوند (ج) بالای شما فرض گردانیده که درین ماه دروازه های رحمت باز شده و دروازه های دوزخ بند میگردد و شیاطین بسته میشوند و در این ماه شبی وجود دارد که از هزاران ماه بهتر است و کسی که از خیر و برکت آن محروم گردد، در حقیقت کاملاً محروم گردیده است.

 

رسول الله (ص) در دههء اخیر رمضان اعتکاف نموده و می فرمود : شب قدر را در دههء اخیر رمضان جستجو کنید.

از عایشه روایت شده که گفت: گفتیم یا رسول الله (ص) اگر دانستم شب قدر کدام است در آن چه بگویم؟ فرمود بگو « اللهم انک عفو تحب العفو فاعف عنی » بار خدایا تو در گذرنده ای و گذشت را دوست داری پس از من در گذر.

کسیکه دروغگویی و عمل به دروغ پردازی را ترک ننمود، خدا به این حاجتی ندارد که وی خوردن و آشامیدن را ترک کند.

هرگاه روز روزه ء یکی از شما باشد، پس دشنام نداده و صدا بلند نکنید، و اگر کسی او را دشنام داد یا با او جنگ نمود باید بگوید : من روزه دارم.

 

رسول الله (ص) به چند دانه رطب ( خرمای تازه ) افطار می نمود. اگر خرمای تازه نمی بود، پس چند جرعه آب می نوشید.

رسول الله (ص) فرمود: خداوند عزوجل فرمود: محبوب ترین بندگانم نزدم کسی است که در افطار بیش از همه شتاب میکند.

رسول اکرم (ص) فرمود: فرق میان روزه، ما و روزهء اهل کتاب سحری کردن است.

سحری کنید زیرا در سحری ها برکت است.

چون رمضان آید، در های بهشت باز شده و در های دوزخ بسته گردد و شیاطین به زنجیر کشیده می‌شوند.

کسیکه یک روز از رمضان را غیر از رخصت و بیماری بخورد اگر تمام عمر خویش را روزه قضایی بگیرد آنرا جبران کرده نمی‌تواند.

رسول الله (ص) در رمضان تلاش و کوشش می کرد که در غیر آن نمی بود و در دهه ء اخیر رمضان سعی و کوشش می‌کرد که در غیر آن نمی نود.

رمضان ماهی است که اولش رحمت، میانه اش مغفرت و آخرش آزادی از آتش است. کسی که بر زیر دستش در آن روز آسانی میکند، خدایش میامرزد و از آتش دوزخ آزادش میسازد

روزه نیمه‌ی از صبر است و به همین دلیل مومن به آمدن ماه رمضان خوش می‌شود و سینه‌اش گشاده می‌گردد.

کسیکه بخاطر خداوند (ج) یک روز روزه میگیرد، خداوند او را به اندازه هفتاد سال از آتش دورخ دور میسازد.

هر آئینه در بهشت دری است که به آن ریان گفته میشود و روزه داران در روز قیامت از آن داخل میگردنند که هیچکس غیر از ایشان داخل نمیگردد. گفته میشود: روزه داران کجایند ، پس ایستاده میشوند و از آن کسی غیر از ایشان داخل نمی‌گردد و چون داخل شوند در بسته می‌شود و هیچکس از آن وارد نمی‌شود.

قال رسول الله (ص) :

إِنَّ ابواب السماء تفتح فى اول لیلة من شهر رمضان ولاتغلق الى آخر لیلة منه(1)

رسول خدا (ص) فرمود: درهاى آسمان در اولین شب ماه رمضان گشوده مى شوند و تا آخرین شب بسته نمى شوند.

قال رسول الله (ص) :

اذا استهلَّ رمضان غلقت أبوابُ النار (2).

رسول خدا (ص) فرمود: هنگامى كه هلال ماه رمضان پدیدار گردد, درهاى دوزخ بسته شود.

قال ابوجعفر(ع) :

لكلّ شىء ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان(3).

امام باقر (ع) فرماید: براى هر چیزى بهارى است و بهار قرآن ماه رمضان است.

عن ابى الحسن على بن موسى الرضا(ع):

من قرأ فى شهر رمضان آیة من كتاب الله كان كمن. ختم القرآن فى غیره من الشهور (4)

امام رضا (ع) :

كسى كه در ماه رمضان آیه اى از كتاب خدا(قرآن) را بخواند

.مانند كسى است كه در دیگر ماه ها تمام قرآن را خوانده باشد.

ماه مبارک رمضان

 

ماه رمضان نهمین ماه از ماههای قمری و بهترین ماه سال است. واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است.
می‌گویند چون به هنگام نامگذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه «رمضان» نامیده شد، ولی از سوی دیگر، «رمضان» از اسماء الهی است. این ماه ماه نزول قرآن و ماه خداوند است و شب‌های قدر در آن قرار دارد. فضیلت ماه رمضان بسیار زیاد و نامحدود است.

دوستان عزیر پس سعی کنید کامل کامل ازاین ماه مبارک استفاده کنید.

یه متن زیبا در مورد رمضان

به سفره افطار خیره شده ام به کاسه ی شله زرد که با دارچین روی آن نوشته اند یا علی.به بشقاب رنگینک ونان وپنیر وسبزی وقدحی پر از آش رشته که با کشک وزعفران تفت داده شده تزیین شده وبه استکان چای.خدایا این همه نعمت را چگونه شکر گزارم؟من در هر برگ این سبزی ها در میان شاهی وتره واین تربچه ها دستان پر مهری را میبینم که عاشقانه بوته ها را پاییده اند.به نور آفتاب ،آب،خاک،وهوایی که ذره ذره به خورد این سبزی ها رفته فکر میکنم که قرار است سهم من باشند وبه آخرین شبی که سبزی ها مهمان ان باغچه بودند،شاید در خانه ای قدیمی با تیرهایی در سقف و ایوانی که مهتاب وبوی عطر خوش سبزی ها را با هم پیشکش آن آدم های زحمتکش کرد تا خستگی روز از تن شان به در رود.

توبگوچند ذره نوروعاطفه در این برگ ریحان پنهان است؟دانه های برنج این شله زرد وامدار مهر چند زن و کدام شالیزار است؟فکرش را بکن آفتاب وآب وخاک سیصد سال پیش در دانه های خوش طعم وبوی دارچین صبر کرده تا امروز گوشه ای از سلولهای تن مرا بسازد.

عرق چند گل سرخ گلاب شد تا قطره هایی از آن این شله زرد را معطر کند؟روی بادام های کدام درخت نام من نوشته شده بود؟


من خوشه های زرد گندم را در این قرص نان به وضوح میبینم روزی در آن مزرعه در باد میرقصیدند وموج دستان دخترکان زیبای روستایی که در میان آن گندم زار بازی میکردند را حس میکنم.

به بشقاب رنگینک و خرما نگاه میکنم که شیره ی خاک خطه ی گرم جنوب را با صبر دستان آن مرد آفتاب سوخته در خود جای داده است تا کامم را شیرین کند وبه نخل مقاوم این اولین درختی که در کودکی شناختمش فکرمیکنم وبه بوته های چای ودشت های باران خورده ای که دانه های بنشن این آش را در خود پرورانده اند.کاش میدانستم این چند دانه نمک سفید از کدام دریا ،کدام کوه به این سفره رسید.بگوموج صدای کدام شبان آن گاو را به علفزار هی کرد تا پر شیر شود واین تکه پنیر قسمت من باشد؟ یا علی تو به خدای روزی دهنده بگو که بیش از این چشمم را بینا و زبانم را شکر گزار کند.

پائولو کوئلیو میگه :

پائولو کوئلیو میگه : وقتی به کسی زیاد نزدیک میشید اون فرد قسمتی از زندگیه شما میشه و پس از مدتی اگر تصمیم به عوض شدن بگیره به طور ناخواسته زندگی شما عوض میشه پس همیشه سعی کنید رابطه ی شما با افراد زدنگیتون مثل رابطه ی خورشید با مردم باشه نه انقدر ...نزدیک که بسوزیم نه انقدر دور که یخ بزنی

هر زنی زیباست........

 

پسركي از مادرش پرسيد : مادر چرا گريه مي كني؟

مادر فرزندش را در آغوش گرفت و گفت : نمي دانم عزيزم ، نمي دانم

پسرك نزد پدرش رفت و گفت : بابا ، چرا مامان هميشه گريه مي كند؟ او چه مي خواهد؟

پدرش تنها دليلي كه به ذهنش مي رسيد ، اين بود : همه ي زنها گريه مي كنند ، بي هيچ دليلي

پسرك متعجب شد ولي هنوز از اينكه زنها خيلي راحت به گريه مي افتند، متعجب بود

يكبار در خواب ديد كه دارد با خدا صحبت مي كند ، از خدا پرسيد: خدايا چرا زنها اين همه گريه مي كنند؟

خدا جواب داد : من زن را به شكل ويژه اي آفريده ام . به شانه هاي او قدرتي داده ام تا بتواند سنگيني زمين را تحمل كند

به بدنش قدرتي داده ام تا بتواند درد زايمان را تحمل كند ، به دستانش قدرتي داده ام كه

حتي اگر تمام كسانش دست از كار بكشند ، او به كار ادامه دهد

به او احساسي داده ام تا با تمام وجود به فرزندانش عشق بورزد ، حتي اگر او را هزاران بار اذيت كنند

به او قلبي داده ام تا همسرش را دوست بدارد ، از خطاهاي او بگذرد و همواره در كنار او باشد و به او اشكي داده ام

تا هرهنگام كه خواست ، فرو بريزد . اين اشك را منحصرا براي او خلق كرده ام تا هرگاه نياز داشت

بتواند از آن استفاده كند

زيبايي يك زن در لباسش ، مو ها ، يا اندامش نيست . زيبايي زن را بايد در چشمانش جست و جو كرد

زيرا تنها راه ورود به قلبش آْنجاست

 

این نوشته قشنگو از وبلاگ یکی از دوستای گلم گرفتم وازش ممنونم که اجازه داد این نوشته زیبارو تو وبلاگم بزارم نظرتونو در مورد این نوشته حنما بگین منتظرم راستی یه چیز دیگه عزیزان به وبلاگ این دوست گلمم یه سربزنید توی لینکلم هستش بااسمه(ققنوس شب) حتما بهش سربزنید .

یکی بود ، یکی نبود از رضا صادقی

رفتی و از خاطرت رفت که چه خاطراتی داشتیم
واسه فرداهای با هم ، چه قرارها که نذاشتیم
رفتی و رفت از خیالت که خیالت زندگیم بود
اگه اشتباهی کردم به خدا از سادگیم بود

چه تو قصه ، چه حقیقت ، یکی بود یکی نبود
این جدایی های مبهم ، کار دنیای حسوده
آخر حکایت عشق ، نرسید کلاغ خونه
شده ایم پایان کهنه ، واسه دنیا یه بهونه

دلک مونده و روندم ، شد بازیچه ی هر دست
دیگه باورش نمی شه که هنوزم هست و زنده است
تو نموندی ، مونده یادت که برام موند یادگاری
دارم از نفس می افتم ، از دلم خبر نداری

چه تو قصه ، چه حقیقت ، یکی بود یکی نبود
این جدایی های مبهم ، کار دنیای حسوده
آخر حکایت عشق ، نرسید کلاغ خونه
شده ایم پایان کهنه ، واسه دنیا یه بهونه

عشق بی پایان

پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند . .پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازت عکسبرداری بشه تا مطمئن بشیم جائی از بدنت آسیب دیدگی یا شکستگی نداشته باشه "
پیرمرد غمگین شد، گفت خیلی عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست .
پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند :
او گفت : همسرم در خانه سالمندان است. هر روز صبح من به آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. امروز به حد کافی دیر شده نمی خواهم تاخیر من بیشتر شود !یکی از پرستاران به او گفت : خودمان به او خبر می دهیم تا منتظرت نماند .
پیرمرد با اندوه ! گفت : خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد . چیزی را متوجه نخواهد شد ! او حتی مرا هم نمی شناسد !
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟
پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است

خيلي سخته

خيلي سخته كه دلي روبا نگات دزديده باشي

وسط راه اما ازعشق،يه كمي ترسيده باشي

خيلي سخته كه بدونه واسه چيزي نگراني ازخودت مي پرسي يعني،ميشه اون بره زماني؟

خيلي سخته توي پاييزباغريبي آشنا شي اما

وقتي كه بهار شد يه جوري ازش جداشي

خيلي سخته يه غريبه به دلت يه وقت بشينه بعد به اون بگي كه چشمات نمي خواد اونو ببينه

خيلي سخته كه ببيني كسي عاشقيش دروغه

چقدر از گريه اون شب،چشم تو سرش شلوغه

خيلي سخته واسه اون بشكنه يه روز غرورت اون نخواد ولي بمونه هميشه سنگ صبورت

خيلي سخته بودن تو واسه اون بشه عادت


ديگه بوسيدن دستات واسه اون بشه عبادت

خيلي سخته كه دل تو نكنه قصد تلافي تا كه بين دوپرستو نباشه هيچ اختلافي

خيلي سخته اونكه ديروز واسش يه رويا بودياز يادش رفته كه واسش تو تموم دنيا بودي

خيلي سخته بري يكشب واسه چيدن ستاره ولي تا رسيدي اونجا ببيني روزشد دوباره

خيلي سخته كه من وتو هميشه باهم بمونيم

انقدعاشق كه ندونن ديوونه كدوممونيم


تنهای